One shot-KAI

نویسنده :BaekHanIRFC
تاریخ:یکشنبه 9 اسفند 1394-06:03 ق.ظ

سلام من این دفعه یکشنبه اومدم!
براتون وان شات ترجمه ی خودم رو آوردم!
مناسبت خاصی نداره.ذوق داشتم زودتربذارم!
اگه استقبال خوب باشه بازم ازاین کارامیکنم!

فقط قبلش این وان شات اززبون یه دختریه به اسم جه هی که میتونید خودتون رو جاش بذارید!
                              His Angel

فرشته ی او

adjongkey98 نویسنده:

fatho:مترجم

 [ازنگاه  جه هی(تو)]

-اوه خدای من!کای دوستتتتت دارممم!

-اووووووپا بکهیون!

-سوهواووووپا!اجازه بده دوستت داشته باشم!

طرفداراها هرجایی جیغ میزدند.مطمئنم که نمیدونید چقدردوست داشتم اونجا باشم.بعداز برنامه اشون توی سنگاپور، اکسوبالاخره به سئول برگشت.

"جه هیاا!جه هیااااا!"بهترین دوستم گائول داشت صدام میزد.

بابی حوصلگی گفتم:"هان؟؟"

"کای داره بهت نگاه میکنه!"

"چی؟؟؟؟"

مستقیم به کای نگاه کردم.اون وایساده بود اونجا وداشت بهم نگاه میکرد.

"داره به چی نگاه میکنه؟"

اینوزیرلب گفتم.یه بلیز راه راه ساده سفید ومشکی پوشیده بودم باشلوارک فاق بلند آبی مجلسی باطرح دکتر مارتینزروی پاهام.ازجمله یک جفت سایه ویه کیف زنجیری کوچیک که باهام بود.

 کای ادای ستاره هارودرمیاورد وبه هل دادن فن ها اهمیتی نمیداد.ناگهان یه فن سه سانگ اونو هل داد وباعث شدکه اون به ستون نزدیکش برخورد کنه.

"کااااای!"

من جیغ زدم وبه سمتش دویدم تا اونو بلند کنم.

پرسیدم:"اوووپا حالت خوبه؟"

 

یکی ازطرفدارا جیغ زد:"اوووووه خدای من!چیشد؟؟؟"

"چه جوری اون ازمامورین امنیتی عبورکرد؟!؟!"

"هی خواهر."کیم جونگهیون,رهبروکالیست های شاینی,اومد.

فن دوباره جیغ زد:هیییییییییییییییییی!

من گفتم:"اوپا!بیااینجا تاکای اکسوروبلند کنیم؟"درحالیکه بازوی کای روروی شانه ام میذاشتم.

 جونگهیون بااشاره به کای ازم پرسید:هوم.توواقعا مطمئنی که میتونی اونوبلند کنی؟

بانگرانی به کای نگاه کردم:"اوپا کجات صدمه دیده؟"

"جاهایی ازپشت وشونه ام.آییی"کای درد داشت.

به جونگهیون گفتم:"بهتره که اونو به کلینیک پزشکی برسونیم."درحالیکه منیجراکسو اومدوکای روتا ون برد اما من به طرفداری که کای روهل داده بود نگاه میکردم.اون قطعامتوجه گناهی که کرده بود نشد.

باعصبانیت ازش پرسیدم:"الان خوشحالی؟

"قطعا بله.من کای رولمس کردم.دفعه بعد تلاش میکنم تا شاینی رو لمس کنم."اون لذت میبرد.

"توهرگز سزاواراین نیستی که یک اکسوال یا یه شاول (طرفدارشاینی) باشی!"مسخره اش کردم.

اون گفت:"هی تــــــــــــــو!"ودستش روبالا بردتا منو بزنه ولی توسط یک نفرمتوقف شد.

به سمت چپم نگاه کردم وکای رودیدم که اون رومتوقف کرده.

کای باحالت خطرناکی بهش نگاه کرد وگفت:"درسته.توشایسته این نیستی که یکی ازطرفداری ما باشی.فن ها هیچوقت به آیدول ها صدمه نمیزنند.حقیقت درست رو یادبگیر."

دختره درحالیکه چشماش با اشک پرشده بود گفت:"اوپا..."

کای گفت:"متاسفم.ولی فکرمیکنم این اشک تمساحه."کای خم شد وازدردناله کرد.

زیرلب گفتم:"چراسعی کردی تا راه بیافتی؟"بهش کمک کردم تا توی ون برگرده.

طرفدارهادرصحنه ای که کای اون فن رومتوقف کرد فریادمیزدند زدند.

"اوپا زودخوب شو!"

 

"اوپا زودترخوب شو!"

ون یک باردیگه کای روسوارکرد.فن های سه سانگ دنبال ون دویدن,بعضی هاشون هم تاکسی گرفتن واونها رودنبال کردن.

هشداردادم:"تاکسی های سه سانگ ها!"

راننده سرش روتکون داد,تصمیم گرفت که تا خوابگاه منحرفشون کنه.

فریاد زدم:"یااا آقای راننده ما گفتیم کلینیک پزشکی نه خوابگاه پسرا."

 

راننده گفت:"واقعا؟متاسفم."ودورزدتابه نزدیک ترین بیمارستان ببرتمون.

دوباره فریاد زدم:"گفتم کلینیک.آیشششش بیخیال انجامش بده."این راننده باید اخراج میشد.به کای نگاه کردم.اون مطمئنا دردداشت.گائول کنار کی(عضوشاینی)بود,راجع به مد گپ میزدند,هردوشون توخیلی ازمسائل شبیه هم بودند. یک بار دیگه اونها به بیمارستان رسیدند,من فورا کای رو(به کمک جونگهیون)به داخل بردم.اون هم خیلی سریع به جمعیتی ازپرستارها مراجعه کرد.دراتاق انتظار کنارگائول نشستم.

 جونگهیون درحالیکه پشت من رونوازش میکرد،گفت:"اون به زودی خوب میشه.نگران نباش خواهرعزیزم."

" چه جوری..."

"ازلحظه ای که توباعجله به سمتش رفتی وقتیکه اونو هل داده بودن,من میدونستم تو به اون بیشترازیک دوست اهمیت میدی."

"جه هیا.من اون نگاهی که کای توچشماش داشت وقتی که به تو نگاه میکرد رودیدم. مطمئنم که اون به تو خیلی اهمیت میده.یادت نره که اون یک طرفدارروبه خاطر اینکه میخواست توروو بزنه رو ازدست داده."بکهیون میگفت.

 درهمین لحظه دکتر اومد بیرون.

 به سمت دکتر دویدیم.سوهوپرسید:"دکتر اون چه طوره؟"

 دکترتوضیح داد:"اون خداروشکر آسیب جدی ای ندیده.یه کبودی روی شونه وگوشه سمت چپ کمرش هست,این دوناحیه به شدت کوفته شده."

 به سرعت پرسیدم:" میتونم ببینمش؟"خسته وگرسنه ونگران بودم.

 دکترگفت:"البته."

 به سرعت کیفم روبرداشتم وبه داخل اتاقش هجوم بردم.کای روپیداکردم که خیلی آروم خوابیده بود.کنارش نشستم,طره موهاش رو که روی صورتش بود کنار زدم.شروع به خوندن آهنگ Comaازگروه BAPکردم.کی(عضوشاینی)فقط به طوراتفاقی واردشد وشروع به خوندن رپ کرد.دیروقت بود,به جونگهیون پیشنهاد دادم که کنارکای بمونم تا اونو تماشا کنم,جونگهیون راضی نبود ولی موافقت کرد,به من قول دادکه یک دست لباس جدید ونو فرداصبح داشته باشم.درحالیکه بایکی ازدستام،دست کای رو گرفته بودم وسرم رو روی اون یکی بازوم گذاشته بودم،استراحت کردم.

 "من میخوام که فرشته ات باشم,میخواستم ازت محافظت کنم,درکنارت باشم..."به آرومی میخوندم تادرخواب شناورشدم.

]ازنگاه کای[

 بیدارشدم ودیدم که جه هی دست من رو گرفته ودروضعیت بدی خوابیده.

 زیرلب گفتم:"اگه توفقط بدونی که چه قدرزیاد دوست دارم..."

 صدای آوازخوندنشو شنیده بودم,اما انقدر چشمام سنگین بودکه نتونستم ببینمش.

 فکرمیکنم میخوام به اون صدای زیباتمام روز گوش بدم.

 جه هی تکون خورد,اون نشست,اما نذاشتم که ازدستم دربره.

 گفتم:"صبحت به خیر.",یه لبخند گرم تحویلش دادم.

 اون با لذت فریادزد:"اومووو کای اوپا!توبیداری!"ومن رو محکم بغل کرد.

 "دیشب آوازخوندت رو شنیدم.هرچی توبگی,من خیلی اون آهنگ رو شنیدم..."اعتراف کردم.

 جه هی به پایین نگاه کردوگفت:"اون باید بد بوده باشه..."

 گفتم:"نه..."درحالیکه گونه اش روبادستم نوازش میکردم ونگهش داشته بودم."اون مثل صدای فرشته ها بود...من میدونم که توخواهرجونگهیون هستی،اما،ازدفعه اولی که دیدمت فهمیدم که بابقیه ی اکسوال ها فرق داری.توازصدمه دیدن من ترسیده بودی وحتی من روتوی کل راه بیمارستان همراهی کردی.متشکرم!"

"اوپاا..." 

 "کیم جه هی.عاشقتم."

 "من..."

]ازدید جه هی(تو)[

 "من..."

 حرفم به خاطراینکه لبهای نرم یک نفر داشت لبهام رو لمس میکرد قطع شد.نگاه کردم،کای بود.

درآغوشش درحال ذوب شدن بودم.بعدازمدتی برای نفس گرفتن ازهم جداشدیم.

گفتم:"منم عاشقتم."اون بهم لبخندزدو محکم درآغوشم گرفت.



نوع مطلب :

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Cialis prices
یکشنبه 5 فروردین 1397 02:46 ق.ظ

Fine forum posts. Regards!
how do cialis pills work cialis bula cialis usa cost cialis tablets estudios de cialis genricos cialis dose 30mg purchase once a day cialis cipla cialis online comprar cialis 10 espa241a online prescriptions cialis
Buy generic cialis
پنجشنبه 2 فروردین 1397 10:36 ب.ظ

Well spoken of course. .
click here to buy cialis prix de cialis cialis price in bangalore cialis professional yohimbe prix de cialis cialis rckenschmerzen cialis 20mg prix en pharmacie cheap cialis cialis price thailand cialis generic tadalafil buy
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر